مقالات آموزشی

ریسک به ریوارد چیست و چگونه بهترین ریسک به ریوارد را پیدا کنیم؟

ترید، حرفه ای مانند داشتن شغلی با درآمد ثابت یا رفتن به قمارخانه نیست. معامله گری بیشتر حرفه ای شبیه راه اندازی یک تجارت است. در معاملات، باخت بخشی از فرآیند است .

پس اصل بر این است که یک استراتژی معاملاتی داشته باشید که معاملات برنده کافی را برای شما فراهم کند که زیان ها را پوشش دهد و موجودی حساب شما را افزایش دهد.

دو چیز عمده وجود دارد که می تواند به سودآوری استراتژی معاملاتی شما در بلندمدت کمک کند:

نسبت ریسک به ریوارد
میزان موفقیت

به طور کلی معامله گران از بازکردن موقعیت های معاملاتی با ریسک 1 و نسبت ریوارد یا پاداش کمتر از 1 اجتناب میکنند.

بطور مثال بسیاری از معامله گران حرفه ای وقتی یک موقعیت پیدا کنند که حد ضررآن 90 پیپ دورتر و هدف یا Take Profit آن 30 پپ دورتر از قیمت ورود باشد ،از ورود به ان پوزیشن اجتناب میکنند.

معامله گران باتجربه موقعیت های نسبت ریسک به ریوارد 1 به 3 را باز نمی کنند.

مفهوم نسبت ریسک به ریوارد (پاداش) Risk/Reward از اصول مهم در معاملات است، اما کمتر معامله گری وجود دارد که نحوه صحیح استفاده از آن را بداند.

اصولا نسبت ریسک به ریوارد به معامله‌گر این اجازه را می‌دهد که معاملات خود را طوری تنظیم و فیلتر کند که بتواند پس از مدتی به سوداوری مستمر برسد.

معمولا معامله گران فارکس معاملاتی با نسبت ریسک به ریوارد 1:2، 1:3 یا بالاتر انجام می دهند. با این حال، حتی زمانی که نسبت ریسک به پاداش شما فقط 1:1 هم باشد، می‌توانید درآمد کسب کنید.

اما میپرسید این چطور ممکن هست؟ خوب، همانطور که قبلاً اشاره کردیم، یک جنبه مهم دیگر که باید در نظر گرفته شود، میزان موفقیت است.

به عنوان مثال، اگر شما طبق استراتژی خود الگویی را معامله کنید که جهت قیمت آینده را به طور دقیق یعنی 9 بار از 10 پیش بینی می کند، می توانید از نسبت ریسک به پاداش 1:1 استفاده کنید و همچنان تراز معاملاتی خود را به راحتی افزایش دهید.

در ادامه برای اینکه به مفهوم درستی از ریسک به ریوارد برسیم بهتر است ابتدا تعریفی از ریسک داشته باشیم

ریسک چیست؟

ترید در فارکس به عنوان یک بازار پیچیده و پرتلاطم بسیار مخاطره آمیز است و همواره دارای ریسک میباشد زیرا هیچکس نمیتواند به طور قطع بگوید که حرکت بعدی قیمت چگونه خواهد بود .

و این موضوع باعث میشود تا یک تریدر حرفه ای و باتجربه برای معاملات خود یک حد ضرر مشخص در نظر بگیرد و این حد ضرر بستگی به آستانه تحمل هر شخص بطور خاص دارد.

در واقع ضرر کردن در بازار امری طبیعی است؛ و باید این حقیقت را بپذیریم که هیچ معامله‌ای بدون ریسک امکان‌پذیر نیست.

شما وقتی یک معامله باز میکنید این را میدانید که سرمایه خود را در معرض از دست رفتن قرار داده اید ،پس چه بهتر که برای ضررهای احتمالی خود برنامه  و استراتژی داشته باشید.

اگر بخواهید به‌عنوان یک تریدر تازه‌کار بر طبق اصول مدیریت ریسک پیش بروید، به‌هیچ‌عنوان نباید بیش از 2 درصد از کل اکانت خود را در هر معامله ریسک کنید.

مفهوم نسبت ریسک به ریوارد

نسبت ریسک به ریوارد که به عنوان R/R در معاملات شناخته می شود یک مفهوم اساسی در معاملات فارکس است که ریسک بالقوه را در مقابل پاداش بالقوه یک معامله ارزشگذاری می کند و نقش مهمی در مدیریت ریسک دارد.

یا به عبارتی دیگر ارزیابی میکند که آیا سود بالقوه شما ریسکی را که پذیرفته اید توجیح میکند یا نه.

و به همین خاطر در ابتدای مقاله گفتیم که ریسک به ریوارد مطلوب یک جزء حیاطی از یک استراتژی موفق بحساب میآید.

محاسبه ریسک به ریوارد

نحوهٔ محاسبهٔ ریسک به ریوارد، کار بسیار ساده‌ای است اما هر معامله‌گر، باید متناسب با استراتژی معاملاتی خود و میزان Win rate آن ریسک به ریوارد خود را مشخص کند.

برای محاسبه نسبت ریسک به ریوارد، به چند اطلاعات ضروری نیاز دارید: نقطه ورود، سطح استاپ لاس و حد سود. در ادامه ما راهنمای گام به گام نحوه محاسبه آن را برایتان خواهیم گفت:

نقطه ورود: این قیمتی است که با آن وارد معامله می شوید. اغلب با تحلیل تکنیکال یافاندامنتال و همچنین استراتژی معاملاتی شما تعیین می شود.
سطح حد ضرر: استاپ لاس یک سطح قیمت از پیش تعیین شده و از مهمترین انواع سفارشات در فارکس است که در آن از معامله خارج می شوید تا احتمال ضرر بیشتر را محدود کنید.

حد ضرر یک ابزار مدیریت ریسک حیاتی است که از ضررهای فاجعه بار و کال مارجین شدن حساب شما جلوگیری می کند. سطح استاپ لاس که برای محاسبه نسبت ریسک به ریوارد به آن نیاز دارید، باید بر اساس تحلیل و تحمل ریسک شما تعیین شود و برای هر شخص متفاوت است.

حد سود: یا همان تیک پرافیت ، قیمتی است که در آن از معامله خارج می شوید تا سود خود را ثبت کنید ومانند استاپ لاس، باید بر اساس تحلیل و استراتژی معاملاتی شما باشد.

هنگامی که این سه مقدار را دارید، محاسبه نسبت ریسک به ریوارد ساده است:

نسبت ریسک به ریوارد (R:R) = (قیمت ورودی – سطح حد ضرر) / (حد سود – قیمت ورودی)

حال بیایید به  اجزای این فرمول بپردازیم:

سطح تیک پرافیت منهای قیمت ورودی: در صورتی که معامله به نفع شما پیش برود، سود بالقوه را محاسبه می کند.
قیمت ورودی منهای سطح حد ضرر: در صورتی که معامله علیه شما پیش برود ضرر احتمالی را محاسبه می کند.

با تقسیم ضرر احتمالی بر سود بالقوه، نسبت ریسک به ریوارد را بدست می آورید. نسبت بزرگتر از 1 نشان دهنده یک معامله بالقوه سودآور است، در حالی که نسبت کمتر از 1 نشان دهنده یک پیشنهاد پرریسک تر می باشد.

استراتژی نسبت ریسک به ریوارد چگونه کار می کند؟

منطقی به نظر میرسد اگر که بگوییم که بهترین استراتژی ریسک به ریوارد به شما سود های دیوانه کننده و کمترین ضررها را می دهد، درست است؟ نه اشتباه است ،قبل از تصمیمگیری در مورد بهترین نسبت ریسک به ریوارد باید چیزهای زیادی در نظر گرفته شود .

به عنوان مثال:

فرض کنید که شما فقط موقعیتهایی را معامله میکنید که نسبت 1:10 داشته باشند ،قطعا این نسبت شگفت انگیز بنظر میرسد حالا فکر میکنید هر چند وقت میتوانید همچین موقعیتی را در بازار پیدا کنید کهچنین نسبتی را بشما بدهد؟

و یا میزان موفقیت این موقعیت چقدر است؟

اصلا ممکن است یکسال زمان بگذارید و همچین نسبتی را در چارت پیدا نکنید که نسبت 1:10 بشما بدهد.

معامله گران سودده عموما کمتر به آنچه در هر معامله اتفاق میافتد اهمیت میدهند بلکه آنها به آنچه بعد از صدها معامله روی خواهد داد اهمیت میدهند.

ریسک به پاداش و میزان موفقیت هر دو در این زمینه بسیار مهم هستند. هدف اصلی از معاملات کسب درآمد پس از یک سری معاملات است. همانطور که قبلاً اشاره کردیم، RR و میزان موفقیت در سودآوری تعیین کننده هستند بیایید هر کدام را با جزئیات بیشتری مورد بحث قرار دهیم:

نسبت r/r و میزان موفقیت

بیایید برای درک بهتر نحوه انتخاب نسبت ریسک به پاداش برای معاملات خود، دو سناریو را مورد بحث قرار دهیم:

سناریو 1: فرض کنید در حال معامله با Doji ها یا الگوهای معاملاتی دیگری هستید که نرخ موفقیت 50 درصدی دارد،یا به عبارت دیگر،وین ریت شما 50 درصد باشد یعنی از هر10 معامله شما 5 مورد سود باشد ،برای اینکه بتوانید در درازمدت از این موقعیتها کسب درآمد کنید، سود‌های شما باید بیشتر از ضررها باشد.

این را هم به خاطر داشته باشید که هزینه های معاملاتی و غیره نیز وجود دارد که باید پوشش داده شود. در حالت ایده آل، زمانی که میزان نرخ موفقیت 50 درصد باشد، نسبت ریسک به پاداش باید 1:2 یا بیشتر باشد.

سناریوی 2: فرض کنید شما در حال معامله موقعیتهای معاملاتی هستید که 60 درصد نرخ موفقیت دارند یا به عبارت دیگر از هر 10 معامله به طور متوسط ​​6 معامله با سود بسته می شود. در این مورد، می توانید از نسبت ریسک به ریوارد 1:1 استفاده کنید و همچنان در دراز مدت درآمد کسب کنید.

ورود به معامله با ریسک به ریوارد

نحوه تشخیص نقاط ضرر و حد سود ها

زمانی که اهدافی برای Stop Loss درنظر نمیگیرید، باز کردن موقعیت های معاملاتی توصیه نمی شود. درصورتی که این در مورد حد سود چندان صدق نمیکند.

اغلب در الگوهای معاملاتی سیگنال‌های ورود و اهداف حد ضرر به خوبی برای معامله گران تعریف شده است، اما حد سود مشخصی ندارند. این امر به ویژه در مورد الگوهای نمودار و اندیکاتورهای معاملاتی صادق است.

وقتی به یک روند قوی ملحق می‌شوید، آیا هر زمان که به حد سود رسیدید از آن خارج می‌شوید، فقط به این دلیل که نسبت ریسک به ریوارد شما چنین می‌گوید؟ البته که نه.

یک معامله گر حرفه ای به جای خروج ساده، از یک روند قوی استفاده می کند و سعی میکند تا در بهترین موقعیت در انتهای آن روند خارج شود.

باز کردن برخی معاملات که اهداف سود مشخصی را نشان نمی دهند، موجه است.  بیشتر الگوها نسبت ریسک/ریوارد بیشتر از 1:1 را ارائه می دهند

نقاط حد ضرر و حد سود در نمودار

دلایل تغییر اهداف R/R پس از ورود به معامله

به طور کلی، توصیه بر این است که پس از ثبت سفارشات Stop Loss و Take Profit را تغییر ندهید. هنگامی که یک معامله گر موقعیتی را باز می کند، روانشناسی او تغییر می کند.

احساسات انسانی مانند شک، ترس و طمع، هیجان و غیره بسیار قوی تر می شوند و می توانند توانایی قضاوت واضح در موقعیت را تحت الشعاع قرار دهند.

با این حال، مواردی وجود دارد که تغییر حد سود سودمندتر است. معامله گرانی که از روندهای قوی استفاده می کنند، ابزار و تکنیک هایی دارند که آنها را قادر می سازد نقاط خروج را پیدا کنند.

برخی از تریل کردن استاپ برای  ثبت سود استفاده می کنند. برخی دیگر سیو سود میکنندو درصدی از معامله خود را می بندند و به تدریج خارج می شوند.

دلایل تغییر اهداف ریسک به ریوارد پس از ورود به معامله

مدیریت یک معامله موفق دشوارتر از معامله با ضرر است، زیرا دقت و تمرکز بیشتری را می طلبد.

یک ایده بسیار خطرناک و کاملا وحشتناک است وقتی صحبت از تغییر هدف حد ضرر می شود. یکی از دلایل اصلی که معامله‌گران حساب‌های معاملاتی خود را نابود می‌کنند این است که ریسک‌های خود را افزایش می‌دهند در حالی که امیدوارند قیمت از جایی برگردد .

ما بشما توصیه می کنیم هرگز در معاملات یک بار هم استاپ لاس خود را لمس و جابجا نکنید و یا حداقل دلایل روشنی برای تغییر آن داشته باشید.

استفاده عملی از نسبت ریسک به ریوارد

یافتن بهترین نسبت ریسک به ریوارد در فارکس سخت و پیچیده است. در نهایت، همه چیز به تنظیمات معاملات شما و روانشناسی شما بستگی دارد. امروز ممکن است موقعیتی با نسبت 1:2 و فردا با 1:4 پیدا کنید.

تصمیم گیری زمانی پیچیده تر می شود که میزان نرخ موفقیت را در تحلیل خود لحاظ کنیم.

اگر بخواهیم این موضوع را ساده کنیم اینطور باید بگوییم که از باز کردن موقعیتهای دارای r/r کمتر از 2 و همچنین از انجام معاملاتی که نرخ موفقیتتان در آنها کمتر از 50%باشد اجتناب کنید.

برخی معامله گران به منظور افزایش نرخ موفقیت از اندیکاتورهای مختلف و شاخصهای تحلیل بنیادی استفاده میکنند.

شایان ذکر است که هر چه از ابزارها و شاخص های بیشتری برای تایید یک جهت معامله استفاده کنید، معامله دقیق تر خواهد بود، اما استفاده بیش از حد از اندیکاتورها می تواند اثرات منفی دربر داشته باشد.

معامله گرانی که فاکتورهای زیادی را در نظر می گیرند، اغلب دچار فلج تحلیل یا گمراهی می شوند. یادتان باشد که معامله باید بدون دردسر و ساده باشد.

درک نسبت ریسک در فارکس و تأثیر آن بر نتایج شما می تواند مهارت های شما را بهبود بخشد. ریسک ها و پاداش ها نقش عمده ای در مدیریت ریسک دارند. برای اینکه معاملات سودآور مداوم داشته باشید، مهم است که موقعیت هایی را معامله کنید که سطح مناسبی از نسبت ریسک به ریوارد را دارند

علاوه بر این، مهم است که هرگز با حجم زیادی از سرمایه وارد معاملات نشوید.

معامله گران حرفه ای معمولاً بین 1 تا 5 درصد از سرمایه تجاری خود را در هر معامله به خطر می اندازند.

وقتی حجم ورودی زیاد می‌شوند، سودآوری به شانس و نه به احتمالات بستگی دارد. علاوه بر این، توجه به این نکته ضروری است که مدیریت ریسک شامل مدیریت احساسات و روانشناسی معامله‌گران نیز می‌شود.

همه این جنبه‌ها، زمانی که به درستی مدیریت شوند، نتایج شگفت‌انگیزی ایجاد می‌کنند.

دیدگاه ها و نظرات

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

پایگاه دانش

مشاهده همه

پرایس اکشن یا اندیکاتور ،کدام بهتر است | مزایا و معایب هر روش معاملاتی


هر دوی این رویکردها مزایا و معایبی دارند. معاملات پرایس اکشن به معامله گران اجازه میدهد تا درک بهتری از پویایی و حرکت بازار پایه داشته باشند و نسبت به معاملات مبتنی بر اندیکاتور کمتر ذهنی هستند. با این حال،

مطالعه مقاله

10 اندیکاتور میانگین متحرک برتر برای دقت در معاملات: تسلط بر روندهای بازار


 همانطور که به توانایی های بهترین اندیکاتور میانگین متحرک می پردازیم تلاش خود را برای تسلط بر بازار  آغاز کنید،. در قلمرو همیشه در حال تحول معامله و معامله گری، توانایی درک و مهار روندهای بازار از اهمیت بالایی برخوردار

مطالعه مقاله

جدیدترین بروکرها

مشاهده همه

جدیدترن اندیکاتورها

مشاهده همه

ورود / ثبت نام

جهت مشاهده لینک های دانلود ابتدا به حساب خود وارد شوید.